خلاصه یادگیری سیف

فصل اول              

تعریف کیمبل از یادگیری

یادگیری عبارت است از تغییر نسبتا پایدار در رفتار بالقوه یادگیرنده که در نتیجه تمرین تقویت شده رخ می دهد

مهمترین واژگان 1- تغییر 2- رفتار 3- نسبتا پایدار 4- بالقوه 5- تمرین یا تجربه 6- تقویت

آیا یادگیری باید به تغییر رفتار بیانجامد؟

اسکینر : یادگیری عین تغییرات رفتاری است و حتما باید به تغییر قابل مشاهده بیانجامد

اکثر نظریه پردازان: یادگیری یک متغیر رابط است که واسطه بین تغییرات رفتاری و تجربه است.در نتیجه همیشه یادگیری مشهود نیست.متغیر مستقل(تجربه).... متغیر رابط(یادگیری)...... متغیر وابسته( تغییرات رفتاری)

ادامه مطلب

تولمن

تولمن یك رفتارگرا است كه در تمام عمر به صورت یك رفتارگرای كاملا عینی باقی ماند. اما نوع رفتارگرایی او تفاوت‌هایی با رفتارگرایی مرسوم داشت كه به همین جهت او خود، رفتارگرایی مورد نظرش را رفتارگرایی هدفمند نام نهاد. رفتارگرایی هدفمند، یك رفتارگرایی یكپارچه است نه جزء‌نگر، اما در هر صورت نوعی رفتارگرایی است. محرك‌ها و پاسخ‌ها و تعیین‌كننده‌ های رفتاری پاسخ، تمام چیزی است كه این رفتارگرایی به مطالعه آن می‌پردازد.

رفتار یکپارچه

ویژگی اصلی رفتار یکپارچه هدفمند بودن آن است یعنی همیشه متوجه نوعی هدف است. رفتار یکپارچه یک گشتالت تشکیل می دهد که از فرد فرد (انقباض های) ماهیچه ای که آن را می سازند چیزی متفاوت دارد. مثلا رانندگی را می بینیم و به اعصاب و غدد و ... اشاره نمی کنیم.

رفتار گرایی هدفمند

نظریه تولمن را رفتارگرایی هدفمند نامیده اند زیرا این نظریه می کوشد تا رفتارهایی که به سوی هدف هدایت می شوند یا رفتار هدفمند را تبیین کند. در اینجا بین نظریه های تولمن و گاتری شباهتهایی وجود دارد:

ادامه مطلب

دونالد الدینگ هب

نظریه هب به ما کمک خواهد کرد تا درک صحیح تری از اصول یادگیری داشته باشیم و باشناختی که از نظریه وی به دست می آوریم موفقیت ما در درمان بیماران به خصوص بیماران نورولوژی نیز افزایش خواهد یافت.

محققین در ارتباط با یادگیرى نظریه هاى متفاوتى ارائه كرده اند. بى تردید همه آنها بر پاره اى از حقایق درباره فرآیند یادگیرى تأكید مى ورزند و حقایق دیگرى را نادیده مى گیرند. در مرحله فعلى از تاریخ روانشناسى، به نظر مى رسد كه براى كسب درست ترین تصویر از فرآیند یادگیرى باید آماده باشیم تا آن را از زوایاى مختلف بنگریم.

یادگیرى یك اصطلاح كلى است كه براى توصیف تغییرات رفتار بالقوه كه از تجربه ناشى مى شوند به كار مى رود.از آنجا كه اكثر رفتارهاى آدمیان یاد گرفته مى شود، بررسى اصول یادگیرى به ما كمك مى كند تا علتهاى رفتارى را درك كنیم. آگاهى از فرآیند یادگیرى نه تنها در فهم بهنجار و انطباقى به ما كمك مى كند، بلكه امكان درك بیشتر شرایطى را كه منجر به رفتار ناسازگار و نابهنجار مى شود نیز به ما مى دهد، و درنتیجه روشهاى مؤثرتر درمانى را به وجود مى آورد.

ادامه مطلب

کلارک لئونارد هال

 رویکرد هال به نظریه پردازی:
- مرور پژوهشهای انجام شده
- خلاصه کردن یافته های پژوهشی
- تلاش برای بدست آوردن نتایج آزمون پذیری از آن اصول خلاصه شده
* رویکرد هال : فرضی - قیاسی یا منطقی – قیاسی

راشوت و آمسل این رویکرد را به گونه زیر توضیح داده اند:

دانشمند رفتاری مجموعه ای از اصل موضوع ها را تدوین می کند و با استفاده از منطق دقیق، آنها را به عنوان قضیه در باره پدیده ها به کار می بندد. این اصل موضوع ها دربرگیرندهء ماهیت هایی هستند که به وسیله نظریه پرداز ابداع می شوند تا تفکر او را درباره متغیر وابسته و مستقل مربوط به پدیده های رفتاری موردنظر سازمان دهند. سپس نظریه را با عملیات آزمایشی ارزشیابی می کند تا ببیند چگونه در آزمایشگاه درست در می آید.

خود هال در این باره گفته:

مشاهده تجربی همراه با گمانه زنی زیرکانه منبع اصلی اصول اولیه علم هستند. این فرمولها وقتی در ترکیبات مختلف و شرایط مناسب درنظر گرفته شوند استنباطها را به دانشمند نشان می دهند. بعضی از این دریافتها ممکن است با نتایج تجربی مربوط به شرایط مورد نظر توافق داشته و بعضی دیگر نداشته باشند.

پیشنهادهای اولیه ای که قیاسهای منطقی را به وجود می آورند و به طور مکرر با بازده تجربی مشاهده شده توافق دارند فقط می شوند در غیر این صورت یا رد می شوند یا مورد تجدیدنظر قرار می گیرند.

ادامه مطلب

گاتری

گاتری آشکارا یک رفتارگرا بود. درواقع گاتری فکر می‌کرد که نظریه ‌پردازانی چون ثراندایک ، اسکینر، هال، پاولف، و واتسون بسیار ذهنی‌ گرا هستند. او با کاربرد دقیق قانون ایجاز توانست همه پدیده‌های یادگیری را با استفاده از تنها یک اصل یعنی اصل یا قانون مجاورت تبیین کند.البته همراه با این اصل دو اصل دیگر یادگیری تک کوشش و اصل تاخر بنا شده است.

مفاهیم نظری عمده

تنها قانون یادگیری

قانون مجاورت: گاتری قانون مجاورت را به ‌شرح زیر بیان می‌کند: ترکیبی از محرک‌‌‌ها که با حرکتی همراه شده است، وقتی که دوباره ظاهر شود، همان حرکت را به‌دنبال خواهد داشت و یا به تعبیر دیگر اگر شما در یک موقعیت معین عمل خاصی را انجام دهید بار دیگر که در آن موقعیت قرار می‌گیرید همان عمل را انجام خواهید داد (آنچه مورد توجه قرار میگیرد به صورت علامتی برای آنچه انجام می گیرد در می آید).

ادامه مطلب

شرطی سازی اسکینر

رفتارگرایی رادیکال[۱]، جهت گیری علمی زبان و تفسیر های وابسته به رویدادهای ذهنی[۲] را رد می کند. نظریه پردازان رفتاری یادگیری، اصطلاحاتی مانند سائق[۳]، انگیزش و قصد را برای تبیین جنبه هایی از رفتار انسان به کار می برند. اسکینر این گونه اصطلاحات را رد می کند زیرا آنها به تجارب ذهنی خصوصی اشاره می کنند و به گفته او، بازگشت به روانشناسی غیر علمی به حساب می آیند. برای اسکینر، جنبه های قابل مشاهده و قابل اندازه گیری محیط، رفتار جاندار، و پیامدهای رفتار، مواد با ارزش پژوهش علمی محسوب می شوند.

رفتار پاسخ گر و رفتار کنشگر

رفتار پاسخ گر، پاسخ هایی هستند که به طور خودکار به وسیله یک محرک شناخته شده فراخوانده می شوند. پاسخ های غیر شرطی مانند همه بازتاب ها، پرش درست در نتیجه سوزن خوردن، ترشح بزاق با غذا خوردن و یکه خوردن به طور خودکار با صدای بلند و … رفتار پاسخ گر را شامل می شود.

رفتار کنشگر(رفتار فعال)، رفتاری است که به وسیله محرک شناخته شده فراخوانده نمی شود بلکه صرفا از طریق جاندار صادر می شود. اسکینر نمی گفت این گونه رفتار مستقل از تحریک روی می دهد، بلکه می گفت محرکی که این گونه رفتار را سبب می شود نا شناخته است و دانستن علت های این رفتار اهمیت ندارد. مثال های رفتارهای کنشگر عبارتند از سوت زدن، برخاستن و راه رفتن، رها کردن یک وسیله بازی و انتخاب وسیله ای دیگر و … که می توان گفت اکثر فعالیت های روزانه ما کنشگر هستند.

ادامه مطلب
  • 1
  • 2