آنچه والدین برای ورود کودکانشان به دبستان باید بدانند

این مقاله توصیه هایی اولیه ای دارد در مورد کودکان شش ساله آماده رفتن به کلاس اول.

این موضوع بسیار قابل اهمیت است اما کمتر مورد توجه قرار گرفته است تا جایی که به قول دکتر ایمانی«از شیر گرفتن دوباره کودک است»که البته این از شیر گرفتن دوم به مراتب دشوارتر است.زیرا که کودک رشد کره است و به محیط اطراف واقف است و قدرت وعقل مقابله بیشتری دارد او میداند چگونه با پافشاری لجاجت به خواسته خود برسد.

کودکی که شش سال در کنار مادر و خانواده اش بوده است و به یک باره باید از محیط امن با آرامش خانه وخانواده جدا شود و وارد محیط نا آشنایی شود با ادم های جور واجور و جدید که هیچ شناختی ازانها ندارد پنج شش ساعت دور از خانواده باشد و در یک محیط شلوغ. این وضعیت برای کودک شش ساله بدون هیچ تجربه ، بسیار ترسناک است .حتی گاهی اوقات مقابله بزرگترها با چنین وضعیتی نگران کننده است اما بزرگسالان روش های رویارویی با چنین موقعیت هایی را در زمانهای مختلف تجربه کرده اند. اما کودک ما برای مقابله با آن احتیاج به کمک والدین و خانواده دارد.

 

معلم ،مسئولین مدرسه ،تعدادزیاد بچه ها ،مقررات خاص ،اونیفرم مخصوص، همه این موارد خود به تنهایی می تواند عامل اضطراب کودک باشد. آنچه والدین باید بکنند تا فرزندشان با این اولین چالش زندگی چطور برخورد کنند.

اولین نکته این است که امینت محیط را برای آنها تشریح کنند باید محیط مدرسه را به گونه ای توصیف کنند که کودک مشتاق رفتن هرچه زودتر به آنجا شود محیطی شاد وصمیمی همراه با معلمان مهربان مانند اعضا خانواده با دوستان هم سن سال یاد گیری مطالب جدید بازی های متنوع با کلی شادی و خوشی...این است که کودک جذب آن میشود واین میسر میشود تنها با توضیحات مادر واطرافیان خواندن کتاب داستانهایی در این زمینه میتواند بسیار مفید باشد ویا کودکان بزرگ تر که تجربه مدرسه را دارند.باچنین برخوردی کودک نتها از رفتن به آن محیط جدید هراسی ندارد بلکه بسیار مشتاق میشود . نکته ای که در اینجا لازم به ذکر است وکه ممکن است با تمام این توصیفات باز هم کودکی نتواند با نگرانی خود مقابله کند .باید توجه داشت که هرگز به زور نباید اورا از خانواده مخصوصا مادر دور کرد مادر باید تا جایی که او بتواند پذیرای محیط جدید باشد در کنارش بماند این وضعیت ممکن است در بعضی از کودکان در عرض چند روز ودر برخی ماه ها طول بکشد که در اینجا وظیفه ی والیا مدرسه و والدین است که با صبوری با آن کنار بیایند.

یکی از نکاتی که لازم به گوشزد به والدین است پیش از ورود کودکشان به مدرسه به کار نبردن جملاتی از این دست است که مثلا بگذار بروی مدرسه ،آنجا درستت می کنند. یا حالا این کار را بکن وقتی رفتی مدرسه به معلمت می گویم.یا کی مدرسه شروع می شود تو بروی و چندساعتی نباشی ... این بدترین حرف هایی است که میتوان به کودک زد معلم تبدیل به غول بد اخلاقی می شود که منتظر خطا میماند تا او را تنبیه کند و به او دستور دهد که در خانه چه کند. والدین باید بدانند که وظیفه خود را برای تربیت وآموزش برخی از آداب که تنها توسط خانواده محقق می شود را برعهده مدرسه نگذارند و با تهدید از طریق معلم ومدرسه سعی بر بازدارندگی بچه ها نکنند. بگذارید معلم همیشه حتی از شما مهربان تر جلوه کند زیرا که کودک ما تنها از همین راه عطوفت جذب محیط ودرس می شد.

نکته پراهمیت وقابل توجه دیگر که در اینجا باید متذکر شد آموزش خواندن ونوشتن پیش از دبستان است. والدین باید توجه داشته باشند که آموزش خواندن و نوشتن کار هر فردی نیست شاید مادری از لحاظ درجه علمی جایگاه بالایی داشته باشد اما هرگز نباید خود اقدام به آموزش فرزندش برای خواندن نوشتن کند حتی در دوره های پیش دبستان مدارس نیز به کودکان خواندن نوشتن یاد نمی دهند تنها به آموزش شکل حروف بدون شناخت صدا اکتفا میکنند کودکی را تصور کنید که وارد مدرسه می شود قادر به خواندن وتا حدودی نوشتن است در آن زمان آموزش ابتدایی لوح ها واشکال حروف چه جذابیتی برایش دارد آن وقت بدلیل خسته کننده بودن آن مطالب مدام در جنب و جوش بازی است یا سر به سر هم کلاسی هایش می گذارد یا با شلوغ کاری نظم کلاس را بر هم می زند آن زمان است که معلم چاره ای ندارد جز ساکت کردن و نظم بخشیدن به آن یک دانش آموز.این روند ادامه پیدا می کند تا جایی که اطلاعات آن بچه به مرور زمان هم سطح دیگر هم کلاسی هایش می شود اما او دیگر عادت به گوش نکردن کرده است در اواسط سال افت تحصیلی زیاد پیدا می کند و برگرداندن او به کلاس وآموزش دشوار می شود.پس والدین گذشته از آنکه ممکن است والبته بی شک نمی توانند آنچنان که یک مدرس دوره دیده به کودکشان خواندن نوشتن یاد دهند،از لحاظ برنامه ریزی آموزشی نیز دچار اخلال می شود.در اینجا گروهی از والدین هستند که بسیار پافشاری بر این دارند که فرزند ما دارای هوش استثنایی است وخیلی زودتر از بقیه بچه ها میتواند بخواند یامی گویند خود کودک سر خود خواندن ونوشتن را یاد گرفته است که البته این ممکن نیست ووالدین دلسوز برای آینده وپیشرفت فرزندشان هم که هست از آموزشهای خودسر جلوگیری باید شود.

اما در هر صورت والدین باید کودکانشان را برای رفتن به مدرسه و آموزش آماده کنند ابتدایی ترین کارهای ابتدایی را به اویاد بدهند گرفتن مداد ،فاصله از دفتر حدود چهل تا چهل وپنج سانت،مستقیم جلو دفتر نشستن،ممنوع کردن نوشتن در حال دراز کش روی شکم،سعی بر نوشتن پشت میز وصندلی. این قبیل اموزش ها هر چند در ظاهربی اهمیت است اما هستند کسانی که با وجود تحصیلات بالا هنوز قلم را اشتباه در دست می گیرند. نوشتن شکل غلط گرفتن قلم دست را زودتر خسته می کند. والبته خط را نیز بد می کند و موارد دیگر هم خیلی از لحاظ سلامت جسمی مهم است آسیب نرسیدن به چشم و طرز صحیح نشستن برای شکل گیری ستون فقرات قابل توجه است.

مسئله مورد توجه دیگری که ممکن است از طرف والدین کمتر مورد اهمیت قرار گیرد. استفاده از وسایل ولوازم التحریر مناسب است منظور از مناسب گران قیمت نیست منظور لوازمی است که کودک بتواند به راحتی از آن وسایل استفاده کند مداد های نرم با نوک هاچ بی نه چنان پر رنگ که به سختی پاک شود نه آنقدر کم رنگ که مجبور به فشار زیاد باشد. استفاده از مدادهای بزرگ تر از حد استاندارد با یک سر مدادی بزرگ تسلط نوشتن را از بچه می گیرد.پاک کن نیز باید نرم باشد با کوچکترین فشار پاک کند دفتر ها بهتر است کم برگ باشد زیرا که بچه ها هنوز نحوه استفاده از دفتر را نمی دانند وبعد زمان کوتاهی کثیف ونا فرم می شود جامدادی های پر زرق برق با جاهی و اشکال مختلف برای بچه ها وسیله بازی وسرگرمی می شود و حواس کودک را پرت می کند کیف بزرگ که از جثه یک بچه شش هفت ساله بزرگ تر است مناسب نیست.این نکات شاید مسائل پیش پا افتاده و سطحی است اما جدا در انجام تکالیف به کودک کمک می کند.

نکته مورد اهمیت دیگر کمک والدین در انجام تکالیف است. اولین مورد آن است که اصلا نباید مادر بالای سر بچه بنشیند تا او مشق هایش را بنویسد گاهی شنیده می شود که مادران می گویند ما نیز همراه کودکمان کلاس اول را تمام کردیم این بدترین کار است کودکی وابسته که بدون کمک مادر نمی تواند کلمه ای بنویسد مادر کلمه به کلمه همراه کودک هیچی می کند تا او بنویسد این کار کاملا اشتباه است . باید قانونی برای انجام تکالیف گذاشته شود. تنها خود بچه پای دفترش می نشیند و کلمه به کلمه باصدای بلند میخواند، جلو میرود یک ربع کافی است یک ربع نیم ساعت استراحت وبازی وبعد دوباره یک ربع مشق به هر حال فرزند ما هنوز کودک است و ضعیف ومچ دست و انگشتانش بیشتر از این توانایی نوشتن ندارد در ضمن تکلیف برای او خسته کننده است باید کمی بازی وسط مشق بکند اما این دلیل نمی شود دفتر تا شب باز باشد هر از گاهی کلمه ای نوشته شود ساعت باید گذاشت ویاد اوری کرد که خارج از زمان نباید دفتر باز باشد. از مقوله تشویق برای انگیزه دادن به بچه ها زیاد استفاده کنید اما این تشویق نباید حالت رشوه پیدا کند کودک باید خود را موظف به انجام وظایف خود بداند ودرصورت انجام ندادن وظایف تنبیه باید شود اما اگر انجام وظایفش دقت وتوجه بیشتری کرد تشویق باید شود.در دوران دبستان چیزی به عنوان امتحان وجود ندارد،این کار بسیار به بازدهی کودکان کمک می کند زیرا که استرس را از کودک می گیرد هر چند که والدین هنوز به دنبال نمره اند ومدام از معلم می خواهند که مثلا معادل خیلی خوب یعنی چند اما اینکار غلط است کودک باید بداند آنچه مورد توجه است تعداد درست نوشتن هاست نه اشتباهات. دانش اموزی که یک صفحه دیکته را درست نوشته تنها یکی دو اشتباه دارد فرق چندانی با دانش اموزی که غلطی ندارد نمی کند والدین نباید با پیگری نمره عددی استرس به کودک وارد کنند.کودکان ذاتا نگران نیستند این والدین هستند که نگران هستند. این کلمه امتحان را باید از ذهنتان پاک کنید اینکه کودک را وادار کنید که فردا امتحان داری وباید امشب بیشتر زمانهای قبل درس بخوانی کاملا اشتباه است. کودک نباید هیچ اضطرابی در مورد امتحان داشته باشد. از مقایسه نابه جا خود داری کنید به خود یاد اوری کنید که فرزند من یک انسان منحصر به فرداست در میان میلیون ها انسان مقایسه یکی از اشتباه ترین کارهای پدر ومادرهاست.

موضوع دیگر در مورد حل مسئله است هیچ وقت نباید جواب و حل مسئله را مستقیم به بچه داد جواب دو بعلاوه سه نباید سریع گفته شود پنج ابتدا شرح مسئله می کنید مثلا دوتا سیب داریم با سه تاپرتقال حالا چندتا داریم جواب مستقیم به بچه اورا از فکرکردن وا می دارد دیگر مثل قدیم حفظ کردن راه یاد گیری نیست تفهیم مسئله است که باید برای بچه روشن شود.در گفتن دیکته نیز باید حواسمان باشد تنها همان مقدار که معلم از ما خواسته به بچه دیکته کنیم نه بیشتر نه کمترحتی اگر چند کلمه بیشتر نباشد والدین باید تنها به خواسته معلم توجه کند.باید در هنگام دیکته نوشتن هم در هنگام مشق حتما از کودک بخواهیم کلمات را با صدای بلند همراه هیچی درست بخواند وبنویسد زیرا که باعث میشود صدای حروف وکلمات ذهن کودک بماند.توجه داشته باشیم که مبادا در ادای صحیح حروف اشتباه کند.

یک نکته باید یاداوری شود اعتماد به معلم است والدین باید بدانند معلم از همه بهتر می داند از چه روشی به بچه ها آموزش دهد اینکه گاهی والدین می خواند به معلم روش تدریس به کودکشان را یاد دهند بسیار اشتباه است دیده می شود که والدینی هستند که مدام در حال یاداوری هستند که فرزند ما از فلان طریق بهتر یاد می گیرد این اشتباه محض است معلم تنها کسی است که می داند دانش اموزانش چطور باید درس دهد. والدین باید بدانند از اموزش های نا همسو وخودسر جلوگیری کنند. آنچه ما در کودکی چه طور و وچگونه اموزش دیده ایم با روش های نوین آموزش بسیار متفاوت است اینکه والدین ادعا میکنند که از تحصیلات عالیه بالایی برخودارند پس حق دخالت در امور آموزشی کودکشان دارد سخت در اشتباه اند.معلمان امروزه همگی دوره دیده و تحصیل کرده زمینه اموزش اند وهرگز هیچکس حتی برفرض تحصیلات بالا نمیتواند کاری را که معلم میداند وانجام میدهد را بکند پس بهتر است تا با دخالت نا بجا مزاحم روند صحیح اموزش فرزند خود نشویم.

یکی از نکات مهم که والدین باید به کودک خود قبل از ورود به دبستان یاد دهند، رعایت نظافت شخصی است. معمولا کودک تا قبل از دبستان همراه بزرگتر ها به دستشویی میرود که از این به بعد باید یاد بگیرد تنها از عهده کارهایش براید شستن مرتب دستها کوتاه کردن مو وناخن پوشیدن لباس پاکیزه و مرتب از مهم ترین اموزش های اولیه کودکان است.لباس بچه ها چندبار قبل از مدرسه بپوشانند تا به آن لباس عادت کنند.قبل ازشروع مدرسه بچه را به مدرسه ببرید تا با محیط مدرسه آشنا شوند واحساس غریبگی نکنند سرویس های بهداشتی آبخوری کلاسها وحیاط مدرسه را کامل به بچه نشان دهید.

این موارد نکات اندکی بود برای ورود کودکان به دبستان هرچند مواردی هست که والدین خود به مرور حتما به آن برخورد می کنند مثل رابطه دوستی با هم کلاسی ها و ارتباط و محدودیت هایی که والدین باید با درایت ومدیرت خود انرا به کودکان تفهیم کنند یا احترام گذاشتن به معلم ومسئولین مدرسه و موارد متعدد دیگر که اولیا باید به مرورزمان در هنگام مواجه با ان، خود رسیدگی کنند یا از مشاورین کمک بگیرند.

مجید خالقی روانشناس تربیتی و هیپنوتراپیست